ما همه گناهکاریم
آیا بعد از آشویتس میشود شعر نوشت؟
که اینطور
فکر میکنی که شاید
دلت بخواهد
به دیدن نمایش بروی
تا هیجان گرم درآمیختن با نمایش را احساس کنی
آن درخشش آبی رنگ فضا
ای آفتاب خبر بدی برایت آوردم
حال پینک خوب نیست در هتل مانده
و مارا به عنوان گروه ارکستر ذخیره فرستادند
و ما خیال داریم دریابیم که نظر واقعی مردم شما چیست؟
آیا امشب در تالار آدم عوضی هست؟
اورا سینه کش دیوار بگذارید
در انجا یک نفر آدم مشهور است که ازش خوشم نمی آید
اورا سینه کش دیوار بگذارید
اون یکی مثل یهودهاست
و آن دیگری کاکا سیاه
چه کسی این لات و لوتها را به اتاق راه داده
یکی بنگ میکشد
و دیگری خالکوبی دارد
اگه به اختیار خودم بود
همه تان را تیر باران میکردم
راجر واترز
IN THE FLESH
—-------------------------------------------
ما شما را اینجا دعوت نکرده ایم که خوش بگذرانید. ما شما را به این کنسرت دعوت کرده ایم تا به گوشتان سیلی بزنیم.
سیلی بزنیم به جهت سکوتتان در قرن های پیش و خصوصا قرن اخیر...
تنبیهتان کنیم که در برابر کشتار هزاران نفر از مردم منچوری در جنگ میان روسیه و ژاپن در سال 1905 سکوت کردید و از خواب بیدار نشدید.
تنبیهتان کنیم که در برابر کشتار یک میلیون و پانصد هزار نفری ارامنه سکوت کردید و از خواب بیدار نشدید.
تنبیهتان کنیم که در برابر فجایع جنگ جهانی اول مثلا نبرد سومه میان بریتانیا و فرانسه و آلمان که نزدیک به یک میلیون و دویست هزار نفر انسان کشته شدند سکوت کردید و از خواب بیدار نشدید
تنبیهتان کنیم که در برابر فجایع و نسل کشی جنگ جهانی دوم سکوت کردید و به خوی شیطانی خود غلبه نکردید که فجایع یکی پس از دیگری رقم خوردند و تنها در یک جنگ از جنگهای دوم جهانی یعنی نبرد استالینگراد نزدیک به دومیلیون انسان کشته شد. و ولگوگراد مبدل به حمام خون شد و یا در نبرد مسکو که از دیگر فجایع بزرگ قرن بیستم بود و جنگی تمام عیار میان آلمانها و روسها که منجر به کشته شدن یک میلیون و ششصد هزار انسان شد و یا در هیروشیما و ناکازاکی که در کسری از ثانیه صدها هزار نفر کشته شدند و نسلها یادگار آن انفجار مهیب اتمی برای زمین به یادگار مانده...
تنبیهتان کنیم برای نادیده گرفتن همه ی زنان و مادران داغدار در جنگ کره در جنگ ویتنام در نسل کشی رواندا در جنگ ایران و عراق در نسل کشی مردم بوسنی به دست صربها در نسل کشی آشوریها - کردها - ترکها.....
تنبیهتان کنیم که در قرن بیست تنها سه هفته جنگ و خونریزی نبود یعنی سه هفته در برابر صد سال....
ما شما را دعوت نکرده ایم که بهتان خوش بگذرد ما شما را دعوت کرده ایم که همگی شلاق بخوریم که بی هویتیم... که بی فرهنگیم هیچ مهم نیست که پیشینه فرهنگی و تاریخیمان چند هزار ساله باشد مهم دستان آن کودکیست که در سن هشت سالگی از کار زیاد پینه بسته.... هیچ مهم نیست که بناهای تاریخیتان تا چه میزان با شکوه است مهم چشمان دختریست که پای دار قالی دیگر قادر به دیدن نیست...
هیچ مهم نیست پیامبرتان کیست مهم آن مجروح جنگیست که تمام عمر بر روی تخت دراز کشیده و به سقف مینگرد.
ما شما را دعوت نکردیم که مشروب بخورید و سکس کنید ما شما را دعوت کرده ایم که با هم به وجود کرم زده مان بنگریم. در برابر آینه ی خاک گرفته وجدان بایستیم و به انگلهایی که در تن ما جا خوش کرده نظر بیفکنیم ما انسانها نفرین شدگان این هستی هستیم مایی که با یک حساب سرانگشتی در تاریخ بشر دست کم چهار میلیارد از جنس خود را در خاک فرو کرده ایم....
شادی بر ما حرام است
خنده های زورکی
گریه های زورکی
انسانهایی که زورکی زندگی میکنند و بر سر صورت خود میمالند تا رنگی کنند این سیاهی دلشان را...
آیا بعد از آشویتس میشود شعر نوشت؟
آری ما شما را دعوت نکردیم تا همچنان از خود بیخود شوید که آنقدر این حالت را تجربه کردید که دیگر خود مبدل به بیخود گشته.
ما همگی گناهکاریم....
داریوش نصیری مهر
که اینطور
فکر میکنی که شاید
دلت بخواهد
به دیدن نمایش بروی
تا هیجان گرم درآمیختن با نمایش را احساس کنی
آن درخشش آبی رنگ فضا
ای آفتاب خبر بدی برایت آوردم
حال پینک خوب نیست در هتل مانده
و مارا به عنوان گروه ارکستر ذخیره فرستادند
و ما خیال داریم دریابیم که نظر واقعی مردم شما چیست؟
آیا امشب در تالار آدم عوضی هست؟
اورا سینه کش دیوار بگذارید
در انجا یک نفر آدم مشهور است که ازش خوشم نمی آید
اورا سینه کش دیوار بگذارید
اون یکی مثل یهودهاست
و آن دیگری کاکا سیاه
چه کسی این لات و لوتها را به اتاق راه داده
یکی بنگ میکشد
و دیگری خالکوبی دارد
اگه به اختیار خودم بود
همه تان را تیر باران میکردم
راجر واترز
IN THE FLESH
—-------------------------------------------
ما شما را اینجا دعوت نکرده ایم که خوش بگذرانید. ما شما را به این کنسرت دعوت کرده ایم تا به گوشتان سیلی بزنیم.
سیلی بزنیم به جهت سکوتتان در قرن های پیش و خصوصا قرن اخیر...
تنبیهتان کنیم که در برابر کشتار هزاران نفر از مردم منچوری در جنگ میان روسیه و ژاپن در سال 1905 سکوت کردید و از خواب بیدار نشدید.
تنبیهتان کنیم که در برابر کشتار یک میلیون و پانصد هزار نفری ارامنه سکوت کردید و از خواب بیدار نشدید.
تنبیهتان کنیم که در برابر فجایع جنگ جهانی اول مثلا نبرد سومه میان بریتانیا و فرانسه و آلمان که نزدیک به یک میلیون و دویست هزار نفر انسان کشته شدند سکوت کردید و از خواب بیدار نشدید
تنبیهتان کنیم که در برابر فجایع و نسل کشی جنگ جهانی دوم سکوت کردید و به خوی شیطانی خود غلبه نکردید که فجایع یکی پس از دیگری رقم خوردند و تنها در یک جنگ از جنگهای دوم جهانی یعنی نبرد استالینگراد نزدیک به دومیلیون انسان کشته شد. و ولگوگراد مبدل به حمام خون شد و یا در نبرد مسکو که از دیگر فجایع بزرگ قرن بیستم بود و جنگی تمام عیار میان آلمانها و روسها که منجر به کشته شدن یک میلیون و ششصد هزار انسان شد و یا در هیروشیما و ناکازاکی که در کسری از ثانیه صدها هزار نفر کشته شدند و نسلها یادگار آن انفجار مهیب اتمی برای زمین به یادگار مانده...
تنبیهتان کنیم برای نادیده گرفتن همه ی زنان و مادران داغدار در جنگ کره در جنگ ویتنام در نسل کشی رواندا در جنگ ایران و عراق در نسل کشی مردم بوسنی به دست صربها در نسل کشی آشوریها - کردها - ترکها.....
تنبیهتان کنیم که در قرن بیست تنها سه هفته جنگ و خونریزی نبود یعنی سه هفته در برابر صد سال....
ما شما را دعوت نکرده ایم که بهتان خوش بگذرد ما شما را دعوت کرده ایم که همگی شلاق بخوریم که بی هویتیم... که بی فرهنگیم هیچ مهم نیست که پیشینه فرهنگی و تاریخیمان چند هزار ساله باشد مهم دستان آن کودکیست که در سن هشت سالگی از کار زیاد پینه بسته.... هیچ مهم نیست که بناهای تاریخیتان تا چه میزان با شکوه است مهم چشمان دختریست که پای دار قالی دیگر قادر به دیدن نیست...
هیچ مهم نیست پیامبرتان کیست مهم آن مجروح جنگیست که تمام عمر بر روی تخت دراز کشیده و به سقف مینگرد.
ما شما را دعوت نکردیم که مشروب بخورید و سکس کنید ما شما را دعوت کرده ایم که با هم به وجود کرم زده مان بنگریم. در برابر آینه ی خاک گرفته وجدان بایستیم و به انگلهایی که در تن ما جا خوش کرده نظر بیفکنیم ما انسانها نفرین شدگان این هستی هستیم مایی که با یک حساب سرانگشتی در تاریخ بشر دست کم چهار میلیارد از جنس خود را در خاک فرو کرده ایم....
شادی بر ما حرام است
خنده های زورکی
گریه های زورکی
انسانهایی که زورکی زندگی میکنند و بر سر صورت خود میمالند تا رنگی کنند این سیاهی دلشان را...
آیا بعد از آشویتس میشود شعر نوشت؟
آری ما شما را دعوت نکردیم تا همچنان از خود بیخود شوید که آنقدر این حالت را تجربه کردید که دیگر خود مبدل به بیخود گشته.
ما همگی گناهکاریم....
داریوش نصیری مهر
https://telegram.me/textsfornothing
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۵ ساعت 12:44 توسط علی
|