چطور یک سریال کمدی ماشهی سقوط تمدن غرب را کشید
ممکن است شما آن را کمدی خطاب کنید، اما من نمیتوانم پا به پای شما بخندم. برای من FRIENDS نشانهای از تمایل ضد روشنفکری در آمریکا است، که در آن فردی با استعداد و باهوش بدست رفقای ابله خود مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. حتی اگر شما هم از نقطه نظر من به آن بنگرید چندان تفاوتی نمیکند، رگبار خندههای تماشاگران حاضر در استودیو به ما یادآوری میکند که واکنش ما غیر ضروری و زائد است.
موزیک تیتراژ هم خود مملو از نفوس بد است و به ما میگوید زندگی ذاتا فریبنده، دنبال حرفه بودن خندهدار، فقر در کمین و اوه راستی زندگی شما D.O.A است (D.O.A: Dead On Arrival) ولی «همیشه» بهرهمند از همراهی مشتی ابله خواهید بود و آنها همیشه Will be there for you.
شاید بهتر باشد بحث را بیشتر باز کنم. اگر دههی نود و اوایل دههی ۲۰۰۰ را به خاطر میآورید، حتما FRIENDS را نیز به خاطر دارید. Friends در ساعات طلایی پنجشنبه شب پخش میشد و دوست داشتنیترین گروه از بازیگران را همراه خود داشت: همگی جوان، همه از طبقهی متوسط، همه سفید پوست، همه دگرجنسگرا، همگی جذاب (اما قابل دسترس)، از لحاظ اخلاقی و سیاسی کسالتبار و دارای شخصیتهایی ملموس و قابل هضم. جویی ابله قصه، چندلر شوخ طبع و اهل نیش و کنایه، مونیکا یک وسواسی-جبری، فیبی یک هیپی، ریچل هم، لعنت بهش نمیدانم، عشق خرید کردن. و بعد از همهی اینها راس. راس روشنفکر و احساساتی.
به ادامه مطلب بروید....
