کیست مرا یاری کند؟
جلوه های نمایشی عزاداری ها امسال پر رنگ تر از همیشه بود. هیئت ها سر و صدا و دود و دم بیشتری داشتند، طبل هاشان بزرگ تر بود، تعداد غرفه های چای رسانی به خلق الله آنقدر زیاد که فکر می کردی در قهوه خانه ای به وسعت شهر قدم می زنی، بدعت های جدیدی به عجایب قدیم اضافه شده بودند و در کنار قمه زنی بعضا ترسناک، قتل عام شتر و گاو وسط خیابان و قرار دادن نوزادان و کودکان در موقعیت های دلهره آور و ترسناک هم امسال بیش از همیشه مد بود.
دیگر حکایت حضور باشکوه جماعت شاسی بلند سوار و آن چنانی که قیافه شان به همه چیز می خورد غیر از مستمند و نیازمند در صف های حقارت آمیز قیمه و عدس پلو هم که زیادی گفته شده و تکراری است. انگار مردم محرم را هم به دایره سرگرمی های خود اضافه کرده اند.
به نظرم حسینی که گفته اند و شنیده ایم، هنوز هم تک و تنها در بیابان لم یزرع تعصبات کور، دارد فریاد هل من ناصر ینصرنی سر می دهد...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۵ ساعت 12:18 توسط علی
|