گزیده جملات چارلزدیکنز
که هیچ گاه سنگ نمی شود
چهره ای که هیچ گاه خسته نمی شود
و لمسی که هیچ گاه آسیب نمی زند...
چارلز دیکنز

که هیچ گاه سنگ نمی شود
چهره ای که هیچ گاه خسته نمی شود
و لمسی که هیچ گاه آسیب نمی زند...
چارلز دیکنز

بهشان خرده نگیرید!
این آدم ها فهمیدهاند "دوستت دارم" حرمت دارد .. مسئولیت دارد
ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی دوست داشتن واقعی را می فهمی .. می فهمی که همه کار می کند تا تو بخندی .. تا تو شاد باشی ...
آزارت نمی دهد .. دلت را نمی شکند
من این دوست داشتن را می ستایم ...
منسوب به زویا پیرزاد ...

ﮔﺎﻫﯽ ﻧﮕﻔﺘﻦ
ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦِ ﺳﺨﻨﺎﻥِ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﺒﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...
ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ .
ﯾﮏ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﯼ ﺑﺮ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﻧﯿﺶ ﺩﺍﺭ ،
و ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﯽ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻧﺖ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﻫﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﻨﺪ ...
ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼ ﭼﻪ ﺷﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ ﺁﻭﺍﺭِ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺁﻣﺪ ،
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻣﻘﺼﺮ ﻧﮑﻦ ،
ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺩﻟﯿﻞِ ﺍﺻﻠﯽ ﺭﺍ، ﺩﺭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﯿﺎﺑﯽ !
ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺲِ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ،
ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻦ ،
ﮐﻪ ﺫﻫﻨﺖ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﺎ ﻗﻠﺒﺖ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﮐﻨﺪ
ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻤﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ .
ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ " ﺳﮑﻮﺕ " ﭘﺎﺳﺦِ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﺭﺩﻫﺎﺳﺖ ...

نه از لوله های تفنگ های مرگ
نه از سایه ها بر دیوار
نه از شبی که بر زمین ، واپسین ستاره ی کم سوی درد پرتاب می شود .
اما .، وای از بی تفاوتی چشم فروبسته ی دنیایی بی رحم و بی احساس ...
.
راجر واترز

چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایی کنی
که یا دلهای کوچک شان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی های بچه گانه اند...
یا مدام برای نبودنت، برای خط زدنت تلاش می کنند؟
زیگموند فروید

کاش دلامون به بزرگی بچگی بود .
به همین سادگی .........

" کم می آورد "، با کسی که " کوتاه می آید " !
جزیره ی سرگردانی _ سیمین دانشور

انسان هایی غالبا کم مایه تر از بسیاری آدم های معمولی که تنها به سبب نیاز انسان به رویاپردازی و قهرمان سازی و احتیاجات پسامدرنی حاصل از صنایع مبتذل فرهنگی، گاه در جایگاه خدایگان قرار می گیرند و به لطف کمبودهای شخصیتی انسان های هویت باخته و غرق شده در سرگرمی ها، هر عمل آنها مبدل به الگویی برای نگون بختانی می شود که تصویر بشر آرمانی را در این «زاده دست رسانه ها» جستجو می کنند.
یابوهایی که به عنوان اسب سفید تک شاخ نمایانده می شوند آن هم نه به دلیل شایستگی و لیاقت خود که بیشتر به خاطر بخت بلند و «قدرت تبلیغات» در پولسازترین صنعت امروز جهان که صنعت رویاسازی است.
صد البته آنها به دلیل ماهیت فضایی که در آن نفس می کشند، به شکل بیرحمانه ای به مانند هر کالای دیگری که در «بازار» عرضه می شود، تاریخ مصرف دارند.
قهقرای بشریت در زمانه علم و فناوری به جایی رسیده است که دخترانی زیبا که برای بزرگی و لذت و شاد زیستن هیچ کم ندارند، به نوبت زیر سکوی کنسرت(در واقع جیغ و داد) جاستین بیبر خشتک آویزان می ایستند تا او فقط روی صورت آنها تف کند(باور کردنی نیست اما کلیپ این صحنه را خودم دیده ام) و دهها انسان که زمان و انرژی هر کدام شان می تواند تحول آفرین باشد، ساعت ها در صف دیدن توله تازه به دنیا آمده «پیت و جولی» می ایستند و لابد برای دیدن ونگ زدن او غش و ضعف می روند.
از آن سو در روی بیرحم این سکه، مدونای مادربزرگ برای فرار از «کلنگی شدن» دست به هر کاری می زند و کیم کارداشیان هر روز باسن مبارک را کلفت تر می کند و زیر هزار تیغ جراحی می رود تا در رقابت پوچ باسن ها، از جنیفر لوپز کم نیاورد چرا که منبع درآمد و شهرت اش همان پایین تنه است و بس.
در همین فضا است که مراسم اسکار و گرمی تبدیل به مجالی برای رقابت بر سر میزان قوس کمر زنان و میزان خاص بودن مدل موی مردان می شوند بی آنکه هنر در این میان قدر بیند و به ملاک و معیار اصلی بدل شود.
ازاین حقیرانه تر، سلبریتی های جهان سومی هستند که محروم از نعمت رسانه های پرتعداد و آزاد، برای ماندن در ته مانده فضای رسانه ای، تن به هر حقارتی می دهند: از مقتل خوانی بالای برج میلاد گرفته تا عکس گرفتن با شلوارک مامان دوز در برزیل و تا کتاب شعر چاپ کردن، سلفی گرفتن با قربانیان جامعه و منتشر کردن عکس کتک خوردن خود و هزار ادا و اصول بی خریدار دیگر. کاغذهایی هم که برای چاپ عکس این تحفه ها تلف می شوند و نگاتیوهای اسراف شده برای ثبت چهره های بزک شده آنها هم که جای خود دارند.
سلبریتی ها گواه زنده حماقت های بشر مدرن هستند زیر نور کور کننده فلش ها و پروژکتورها...
مهرداد ملایی


نه...هر روز یک نفر را....!!

عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور میکنند و باعث لبخندم میشوند !
خاطرات من / پابلو نرودا

تنها به تکرار اسم تو بسنده خواهم کرد ...
"سید علی صالحی"

جان شیفته _ رومن رولان

مولانا

هزار امید است و
هر هزار تویی ...سیمین بهبهانی

عشق همیشه علامت رستگاری نیست
... و من گاهی اوقات مجبورمسید علی صالحی

شازده کوچولو / آنتوان دو سنت اگزوپري

مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتاده ای بگیری، مردیرودکی

سیلویا پلات

ﻣﯽﺯﻧﻢ ﺭﻭﯼ ﺩﻭﺷﺶ
ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ-علیرضا روشن-

آرامش سهم قلبی است که در تصرف خداست

اگر فَقیر باشی بَر عکس، سَرما بَدبختی می شَود و آن وَقت یاد می گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف
مُتنفر باشی؛ کودکِ مَن! تَساوی تَنها در آن جایی که تو هَستی وجود دارد، مثلِ آزادی... ما تنها تویِ رَحِم بَرابر هَستیم...

هر بار دیر بود !...
هوشنگ ابتهاج

یادم می افتد ”دلـتـنـگی”
هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک “اشتباه” نیست !انا گاوالدا

تو نمی توانی !

که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است
تب می کنم عرق می کنم میلرزم
جان می دهم هزار بار
می میرم وزنده می شم پیش چشمهای تو
تا بگویم دوستت دارم
اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم
خیلی سخت است
اما آخرین بار آن از همیشه سخت تر است
و امروز می خواهم برای آخرین بار بگویم دوستت دارم
و بعد راهم را بگیرم و بروم
چون تازه فهمیدم
تو هرگز دوستم نداشتی.
شل سیلور استاین

فقط بخند
فقط راه برو...میترسم پلک بزنم
دیگر نباشی...-عباس معروفی-

بدون محبت زندگی ما به صورت هزاران احساس ناپايدار پراكنده می شود
كسی كه روحش سرشار از مهر و محبت باشد ، دست خدا را بر روی شانه هایش احساس میکند ...

ارنست همینگوی

